جنگ جمل – ویکی شیعه

بالاخره پس از 14 سال مبارزه و استقامت، آن جنگ به پیروزی مردم چین انجامید. ترکیبی از عملیات نظامی دیپلماتیک، سایبری و اطلاعاتی تشکیل دهنده جنگ هیبریدی است. رنجهای اهالی دنباس غیرقابل تحمل است و برای پایان دادن به این رنجها جمهوریهای دونتسک و لوهانسک را به رسمیت شناختیم و توافقنامه همکاری و کمک از جمله کمک نظامی با آنها امضا کردیم تا جلوی حملات علیه آنها را بگیریم. حال که امکان عادلانه بودن جنگ را بررسی کردیم، بحث بررسی سازوکاری جهانی و عادلانه برای پیشگیری از جرایم انسانی و از طرفی، بحث در مورد جنگیدن عادلانه به پیش می آید.

در عین حال وقتی سلطه معاویه را بر عراق احساس می کردند تنشان به لرزه می افتاد. به همین دلیل خوارج بر بار و بنه او حمله کردند. معاویه که در هیچ مورد دست از حیله گری بر نمی داشت، «مغیرة بن شعبه» و «عبدالله بن عامر» را به «ساباط» فرستاد تا درباره صلح با امام(عليه السلام) سخن بگویند. گویا تردیدی در این که امام(عليه السلام)، عبیدالله را انتخاب کرده وجود نداشته باشد.(19) از دلایل عمده انتخاب عبیدالله آن بود که امام(عليه السلام) در آن جوّ تردید، بهترین شانسی که برای این کار داشت آن بود که فردی از خاندان خود را برای این کار برگزیند.

از برخورد معاویه در پرداخت پول و نیز اخبار دیگر، چنین بر می آید که معاویه به دروغ مسأله درخواست صلح را از طرف امام(عليه السلام) مطرح کرده بود. بسیاری از مردم عراق مترصد بودند تا تمایل امام(عليه السلام) را به صلح ببینند، در آن صورت لحظه ای در سپاه نمی ماندند. امام(عليه السلام) که وضع را چنین دید خود عازم مدائن شد.(21) حادثه ای که در آنجا اتفاق افتاد و همه مورخان آن را گزارش کرده اند حمله خوارج به امام است.

پس از آن به طور مخفیانه در پی «عبیدالله بن عباس» فرستاد و به وی پیغام داد: حسن از ما تقاضای صلح کرده است. معاویه مثل همیشه با استفاده از شیوه های حیله گرایانه خود، درصدد فریب سپاه امام(عليه السلام) بر آمد. «عبیدالله شبانه» به معاویه پیوست در حالی که مردم برای نماز صبح منتظر آمدن او بودند، «قیس بن سعد» با مردم نماز گزارد و پس از آن به بدگویی از عباس پرداخت که چگونه در به در همراهی مشرکان کرد و به اسارت در آمد. خامساً آن که با وجود سخنان مکرر امام علي(علیه السّلام) در سرزنش مردم کوفه: به خاطر عدم همراهی در جنگ با شام که در نهج البلاغه و سایر مصادر آمده، نمی توان باور کرد که چنین جمعیتی با فرزند او همراهی کرده باشند.

به نقل بلاذری سپاه جمل را کسانی از جمله سعید بن عاص، مروان بن حکم و عبدالرحمن بن عتاب همراهی میکردند. قیس در پاسخ وی، او را وثن بن وثن (بت فرزند بت) خواند و به او نوشت: از ابتدا با اکراه اسلام را پذیرفتی و جز ایجاد تفرقه در آن کاری نکرده و با رغبت از آن خارج شدی. پس از آن معاویه به تحقیر وی پرداخته او را یهودی فرزند یهودی خواند. شیعیان امام(عليه السلام) را در میان خود گرفته از معرکه دور کردند.

نیروهای نظامی ایسلند از این حمله ناراضی بودند اما مقاومت نکرده و علیرغم میلشان از خواسته های متفقین تمکین کردند بدنبال تصرف ایسلند، نیروهای بریتانیایی از خاک این کشور به عنوان پایگاهی برای عملیات های خود علیه آلمان استفاده کرده و زمانی فرا رسید که نیروهای نظامی بیشتری از نصف جمعیت پایتخت ایسلند، ریکیاویک، در این کشور داشتند. بیشتر شرکت کنندگان در این جنگ، تمام قدرت اقتصادی، صنعتی و تواناییهای علمی شأن را در جهت پشتیبانی نظامی بسیج کردند تا جایی که مرز هزینه از نیروی نظامی و غیرنظامی نامشخص بود.

امام(عليه السلام) نیز به خانه امیر ساباط، «سعد بن مسعود ثقفی» -عموی مختار- آمد و برای معالجه در آنجا ماند(23) با توجه به عبارت «یعقوبی» درباره شورش «مدائن» مطلب بسیار مهمی روشن می شود و آن این که حادثه «مدائن» نیز برخاسته از توطئه معاویه و فرماندهان وی و در رأس آنها فرد فاسقی چون «مغیرة بن شعبه» بوده است. هرچند این شورا در برخی موارد اصول عادلانه بودن جنگ ها را با سیاسی کاری ها و بده بستان های پشت پرده نادیده گرفته است، اما در تاریخ، مواردی نیز حاکی از عزم مثبت و بشردوستانه ی این شورا برای جلوگیری از پیشآمد فجایع انسانی داشته است که از این دست می توان به مورد مداخله در کزوو، ساحل عاج، سیرالئون و .

قرآن مجید در این باره مىفرماید: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُوءْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الأُْخْرى فَقاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتّى تَفِیءَ إِلى أَمْرِ اللّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ»(58) یعنى: هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، در میان آنها صلح برقرار سازید و اگر یکى از آنها به دیگرى تجاوز کند با طائفه ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا باز گردد.

در اصل، اگر امام صلح را پذیرفته بود معنا نداشت که معاویه حاضر شود یک میلیون درهم به عبیدالله بپردازد. این موضع امام(عليه السلام) برخلاف گفته زهری و دیگران است که می گویند: «كَان الحَسنُ لَايُؤْثِر الْقِتَالَ وَ َ يَمِيل الی حَقْنِ الدِّمَاء»(10) «وَ لَمْ يَكُن فِی َ نِيَّة الحسنُ ُ أَن يُقَاتِل أَحَدا وَ لَكِنَّ غَلَبُوا عَلی رَأْيِهِ»(11) به این معنا که امام(عليه السلام) مایل به جنگ نبوده است. مورخانی چون «دینوری»، «بلاذری» و «ابوالفرج اصفهانی» -و حتی شیخ مفید که اخبار خود را از اصفهانی گرفته- گفته اند که: «امام(عليه السلام) در سخنان خود به گونه ای سخن گفت که بوی صلح می داد.

تو همیشه با خدا و رسول جنگیده ای و حزبی از احزاب مشرکین بوده ای.(29) «اصفهانی» تازه پس از نقل این ماجراها اشاره به هیئتی می کند که معاویه برای صحبت با امام حسن(عليه السلام) به ساباط فرستاد. 1ـ علل سیاسى جنگ: برخى عقیده دارند، هر گاه سیاست توانایى خود را در حل و فصل اختلافات از دست بدهد، جنگ آخرین وسیلهاى است که براى دستیابى به اهداف سیاسى مورد استفاده قرار مىگیرد. به عقیده بسیاری از تحلیلگران مسائل منطقه، جنگ عراق با ایران علت زیربنایی دومین جنگ خلیجفارس بود و مجموعه شرایط، صدام را برای آغاز دومین جنگ در طول یک دهه برانگیخت.

به هر روی باید توجه داشت که روحیه مردم عراق، از پس از ماجرای حکمیت، خدشه دار شده بود. همگی به سوی نخیله حرکت کنید».(6) «اصفهانی» می گوید: «سخن او چنان بود که گویی از سستی مردم نگران بود. این مطلب را امام، مکرر تصریح فرموده و روشن است که با وجود چهل هزار نفر نمی بایست چنین جملاتی از امام(علیه السّلام) نقل شده باشد. در این وقت امام حسن(علیه السّلام) «حجر بن عدی» را در پی مردم و عمالش فرستاد تا برای جنگ آماده شوند. امام به وی سفارش کرد که این مردم بقایای کسانی هستند که مورد اعتماد امام علي(علیه السّلام) بودند.

دیدگاهتان را بنویسید