جنگ، انواع، انگیزهها و جنگ تحمیلى

بنابراین، جنگ تحمیلى در هیچ یک از طبقهبندیهاى جنگهاى غیرهستهاى هم قرار نمىگیرد و باید براى آن تعریف منحصر به فردى ارائه کرد و آن را در طبقه بندى جدید با ویژگیهاى جدید قرار داد. جنگ تحمیلى در دیدگاه ما، یک جنگ غیرهستهاى است، به همین دلیل، در هیچیک از انواع و طبقهبندى جنگهاى هستهاى قرار نمىگیرد. جنگهاى غیر هستهاى برخلاف جنگهاى هستهاى به دفعات مورد استفاده انسان قرار گرفته است؛ زیرا انسان آشنایى و تجربه بیشترى در به کارگیرى جنگهاى غیر هستهاى داشته و همچنین آثار مرگبار و تخریبى آن در مقایسه با جنگهاى هستهاى بسیار کمتر است.

هرگاه در این نوع از جنگ، طرفین و یا یکى از طرفهاى درگیر، از سلاحهاى اتمى استفاده کند، نمىتوان آن را یک جنگ محدود از لحاظ ابزار، محسوب کرد. در این ویدیو از بخشی از کلیاتی که رسانههای روسی پوشش میدهند، آگاه میشوید. آنچه موجب شده است، علل زیر جزء علل مادى جنگ محسوب شود آن است که هرگاه جنگ، فقط با انگیزهها و هدفهاى اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و مانند آن همراه باشد، در آن صورت علل مادى جنگ را تشکیل خواهند داد.

مسلمانان باید در مقابل عواملى که موجب تهدید آنان از ناحیه داخلى و یا خارجى مىشود، از خود دفاع کنند.(51) قرآن کریم در این باره مىفرماید: «وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّهُدَّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَّ صَلَوتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرٌ فیهَا اسْمُ اللّهِ کَثیرا»(52) یعنى: و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرها و صومعهها و معابد یهود و نصارا و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده مىشود، ویران مىگردد. مقابل آنها مسلمانها هستند.»(71) ایشان با تأکید بر اینکه جنگ میان ایران و عراق چیزى جز برادرکشى و به شهادت رساندن مسلمانان در پى ندارد، مردم عراق را از تداوم اقدامات تجاوزکارانهشان برحذر مىدارند و از این طریق استراتژى تبلیغى خود را به درون عراق نیز مىکشانند.

سابقه کاربرد عملى جنگ روانى بسیار طولانى است؛ ولى به طور مشخص، چینىها(27) و سپس مسلمانان اولین کسانى بودند که از جنگ روانى استفاده کردند.(28) بعدها در قرن بیستم و به خصوص در جنگ جهانى اول و به میزان بیشترى در جنگ جهانى دوم و در دوران جنگ سرد، از آن استفاده گردید. همان طور که از تعریف جنگ روانى مشخص است، هدف اصلى در جنگ روانى تضعیف و انحراف افکار عمومى به منظور تحمیل اراده بر آنهاست؛ چه این افکار عمومى حق باشد یا ناحق.

از این مواد به صورت گسترده و وسیع، در جنگ جهانى اول استفاده گردید. یا ممکن است تهدید به جنگ عمومى هستهاى (بازدارندگى) که توأم به توانایى لازم و تصمیم جدى در به کارگیرى آن است، مانع از وقوع آن گردد.(12) هرگاه بازدارندگى، اثر خود را از دست بدهد ممکن است به دوران «جمود هستهاى»(13) پایان یابد و از «سلاحهاى گرما هستهاى» نیز استفاده گردد. به بیان دیگر، خطر جنگ همواره وجود دارد و در صورت بروز یک جنگ هستهاى، موجودیت کشور به کار گیرنده و درگیر جنگ هستهاى در معرض خطر جدى قرار مىگیرد.

الف) جنگى که با انگیزه ایجاد زمینه تکامل انسانها و ریشه کن کردن فساد در جامعه بشرى صورت مىگیرد.(49) قرآن مجید در این باره چنین مىفرماید: «وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْاَرضُ»(50) یعنى: و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نکند زمین را فساد فرا مىگیرد. الف) تا حد زیادى از ابهاماتى که تقسیمات دیگر دارند دور است. چنین جنگى یک جنگ تهاجمى و تعرضى نیست؛ بلکه در واقع به منظور دفاع از انسانیت، عدالت و مانند آن صورت مىگیرد. بنابر آنچه گذشت امام رحمهالله در استراتژى تبلیغاتى جمهورى اسلامى، بر واقع گرایى (ضمن آرمان گرایى)، توجه و تأکید ویژهاى مىکنند.

روى چه انگیزهاى جنگ مىکنند؟ «کشور ایران با تمام قدرتى که دارد و با تمام قدرتى که خواهد پیدا کرد ان شاء الله، هیچ گاه نظر به این ندارد که تجاوز به یک ملت دیگر و یک کشور دیگر هر چه ضعیف باشد بکند، بلکه پشتیبان آنهاست. امام خمینى رحمهالله بر این نکته تأکید مىکردند که هدف ملت ایران از مقابله با دشمن بعثى، در مرحله اول حفاظت از منابع زیر زمینى و منابع ارضى، و در مرحله دیگر، حق ملت ایران براى تعیین سرنوشت خویش است.

«پیشمرگان فداکار همراه با قشرهاى رزمنده ملت و سپاه، بسیج سلحشور، قدرت عظیمى است منسجم و چون سد آهنین در مقابل همه قدرتمندان ایستاده است. جنگ چریکى، جنگ نامنظم و دراز مدتى است که توسط دستههاى کوچک مسلّح، علیه دشمن (داخلى و یا خارجى) صورت مىگیرد. 4ـ جنگ علیه یاغىگرى: دفع آشوبها، تحریکات، توطئهها و یاغىگریهاى داخلى نیز علت دیگر جنگ در اسلام است. به بیان دیگر، جایگاه جنگهاى منطقهاى و فرامنطقهاى (قارهاى) در چنین تعریفى نامشخص است.

در چنین جنگى آمریکا و شوروى (سابق)، فقط به حمایت همه جانبه از یکى از طرفهاى درگیر در جنگ مىپردازند و از درگیرى مستقیم علیه یکدیگر اجتناب مىکنند؛(16) اما هیچگونه تضمینى وجود ندارد که در صورت وقوع یک جنگ محدود هستهاى، دیگر کشورهاى دارنده سلاحهاى هستهاى از خود خویشتندارى نشان دهند و از هرگونه اقدامى که منجر به «تصاعد جنگى»(17) شود، خوددارى نمایند.(18) در جنگ محدود هستهاى هم، بیش از آنکه خطر هستهاى متوجه ابرقدرتها و اعضاى باشگاه هستهاى(کلوپ هستهاى) باشد، متوجه کشورهاى فاقد چنین سلاحهایى است.

13ـ جمود هستهاى یعنى این که در دوران موازنه وحشت با این که سلاحهاى اتمى در دسترس است؛ اما مورد استفاده قرار نمىگیرند. البته جنگ روانى کاربردهاى دوسویه دارد: یعنى هم به نفع دشمن و هم علیه آن قابل استفاده است؛ ولى هر کشورى که از ابزارهاى تبلیغى فراوانترى برخوردار باشد، مؤفقیت آن نیز در جنگ روانى علیه دشمن بیشتر خواهد بود. همچنین، عملیات روانى وسیعى در جنگ تحمیلى، هم از ناحیه ایران و هم از ناحیه عراق در جریان بود. پذیرش معاهده 1975 توسط صدام پس از تحمیل هشت سال جنگ یعنی پذیرفتن شکست و ناکامی در جنگ علیه ایران است؛ چرا که صدام با ادعا در خصوص مسائل مرزی و اروندرود که از مفاد قرارداد الجزایر بود، جنگ را آغاز کرد.

به بیان دیگر، زمانى که سیاست در حل مسائل با شکست رو به رو شود، جنگ تنها راه باقیمانده براى تحقق هدفهاى سیاسى است. از نظر اسلام جنگ در جهت امورى که مورد رضاى خداوند است، صورت مىگیرد و به همین دلیل جنگى از نظر اسلام مشروع است که در راه خدا انجام شود. اوّل مرحله دفاع استراتژیک: که در آن ضمن تلاش در جهت متحد کردن مردم، به تدریج براى عملیات نظامى و سیاسى (مانند اعتصابات) صورت مىپذیرد. نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در خلیج فارس حضور پیدا کرده و در دفاع از کویت به عراق حمله کردند.

دیدگاهتان را بنویسید